سلآم
دوستآن احتمآلا این وب تآ بعد کنکور
92 تعطیل میشه
دوســــتـــــون دآریم
بآیییییییی
بعد یه مدت اومدم مطلب بذآرم یکم بخندیم بآهم
من که خوشم اومد میدونم شمآم خوشتون میآد:دی
گواهی نامه گرفتن مامانم حدود یک سال و نیم طول کشید ؛ قبول که شده بود افسره از مامانم خوشحال تر بود !
به بابام میگم اگه من یه روز سکته مغزی کردم ، اعضا ی بدنمو اهدا کنین !!!
برگشته میگه برو بابا تو مغزت کجا بود که بخواد سکته هم بکنه ؟! به فکر یه راه دیگه باش !!!
دیروز تو خیابون خواستم دوستم رو صدا کنم
به شوخی صداش کردم دکـــــــــتر
همه برگشتن نگاه کردن
اون موقع فهمیدم که ۸۰ درصد مردم این کشور
اگه چیزی تو اعتماد به نفس از من حقیر زیادتر نداشته باشن چیزی کمتر هم ندارن
بَ رَ بَ بَ
همون برو بابای خودمونه
اینو در پاره مواقع با دهنی کج، واسه تضعیف روحیه طرف بکار میبرن !
خیلی از خواننده ها رو باید بهشون پول داد ک آهنگ جدید ندن بیرون
حق السکوت یعنی !
.
برای شما هم اتفاق افتاده؟؟!!
ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻣﯿﮕﯿﺎ
ﻭﻟﯽ ﺧﻨﺪﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻓﺘﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ !
همه ی مردها بد نیستند
.
.
.
.
.
.
.
.
بدتر و بدترین هم دارن !
.
ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ :
ﻣﺸﺘﺮﮎ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﺩﯼ ؟
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﻫﻤشون همین ﺟﻮﺭﯾﻦ !
ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻠﯿﺸﻮ ﻭﺍﺳﺖ ﺟﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻮ ﮐﻔﺶ ﺑﻤﻮﻧﻦ !
یه معلم هم داشتیم انقد آزارش دادیم و شلوغ میکردیم سر کلاسش
رفت مدیر رو آورد سر کلاس گفت : آقای مدیر اینا نمیزارن من درس بدم !
.
کارنامه ایرانی ها :
زبان انگلیسی = ۱۹
.
این یکی رو هیچ وقت نفهمیدم واسه چی یاد گرفتم
می خوام بدونم کسی هست «ب.م.م» و «ک.م.م» (ریاضی)
در طول زندگیش به دردش خورده باشه؟
بابابزرگم هشتاد سالشه همیشه اصرار می کنه که بذارید
من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید؟
می خوام برم نون و روزنامه اینا بگیرم…
یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش…
رفته نونوایی محل به همه ی اونایی که تو صف بودن
گفته عجب روزگاری شده پنج تا دختر دارم پنج تا پسر
تو این سن و سال من ِ پیرمرد باید بیام تو صف وایسم نون اونارم من بگیرماین بآر که اومدم مطلب بنویسم نه خوشحآلم نه ذوق مرگ میشم نه هیچی!
خیلی نآرآحتم خیلی.
خیلی زیآد و وآقعا تاسف می خورم به حآل بچه هآیی که مثلا تو کآنون ترآزشون بآلآی 7000 نیست و می خوآن از مشآورآی شهرمون مشآوره بگیرن.
تو شهر مآ فقط به اونآیی توجه می شه و روحیه دآده می شه که
خودشون انقد زرنگن که بتونن بدون مشآوره یه رتبه ی خوب و شهر خوب و رشته ی خوب
قبول شن!
نمی گم اینآ به مشآوره و توصیه هآ احتیآجی ندآرن نه..!
امآ بقیه م احتیآج دآرن به مشآوره ها و روحیه دادن هآی مشآورآی عزیز! اگه
بیشتر نبآشه کمتر نیست.
لآزم دونستم که اینجآ یکی دو مورد از اون چیزآیی که تو ذهنمه رو بگم تآ شآید یکی که
مخآطب اصلیمه بخونه و شآید شآید شآید (وآسه من که نه من تآزه کآملا روحیه گرفتم
بآحرفآشون!!!!!!) دل یه نفر دیگه رو از درس و زندگی و کنکور سرد نکنه.
من خودم وآسه کنکور سآل 91 هیچ تلآشی نکردم حآلآ در مورد اینکه کآرم درس بوده یآ نه
حرفی نمی زنم.
امآ می خوآم امسآل شروع کنم و حتمایه رتبه ی خوب بیآرم
البته می خوآستم....!
رفتم پیش یکی از مشآورآی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی نآمدآرو به ظآهر خوب
شهرمون بهش میگم
من ریآضی بودم امآ می خوآم امسآل کنکور تجربی بدم میگه معدل و ترآز پآرسآلت چنده؟؟؟
بهش میگم لطفااگه میشه از روی پآرسآلم قضآوت نکنین من پآرسآل 1 درصدم تلآش نکردم
خیلی تنبلی کردم میگه آخه تو اگه بخوآی بیآی تجربی حتما میخوآی پزشکی قبول شی امآ
تو خیلی خیآل پردآزی تو که نه ترآز خوبی دآشتی نه معدل خوبی چه جوری می خوآی بآ
یکی مثه آقآی دآنش محمدی یآ آقآ متین رقآبت کنی؟؟؟؟
میگم خآنم---- من پآرسآل یه کلمه م نخوندم وآسه همین ترآزم کم بود میگه پس امسآلم
انتظآر ندآشته بآش بتونی زیآد بخونی..!!!
بهم میگه اصلن چه معلوم تو بتونی تو رشته ی خودت یه رتبه ی خوب بیآری چه برسه به رشته ی تجربی...!!!!
من امروز بآکلی امید و انگیزه و شوق و ذوق رفتم قلمچی امآ یکی از کآرکنآی اونجآ بآ این
حرفآش طوری تو ذوقم زد که حتی به سرم زد سآل دیگه کنکور ندم.
خوبیش اینه که من از طرف خآنوآده م هر روز انقد انگیزه میگیرم که حرفآی اینطوری کمتر
تو ذهنم بمونه امآ من دلم به حآل کسآیی میسوزه که حرفآی معلمآ و مشآورآ
و پشتیبآنآ وآسه شون ملآکه و خیلی مهمه و بآورشون دآرن.
من وآقعا از حآج خآنوم و کآتآلیزگر کلی ممنونم که امروز کآری کردن که حرفآی خآنم ... رو
یآدم بره امآ وآقعا اون حرفا شآید حقم نبود.
نمی گم اشتبآ می کنن و من حتما حتما حتما حتما می تونم امآ من به خودم امیدوآر بودم و وآقعا تصمیمُ گرفته بودم ایشون می تونستن یه جور بهتر اینو به من بگن و انقد روحیه
مو خرآب نکنن! ایشون رآس میگن شآید من نتونم از ترآز مثلن 4000 به 6000 برسم امآ شآید
اگه ایشون یکم بهم انگیزه می دآدن شآید می تونستم.
همین خآنمی که به من اینو گفتن به یکی از کنکوریهآی امسآل که رتبه 1000 شده بود گفته
بودن که بآ توجه به ترآزت رتبه ت حدود 5000 در میآد...!!!!!
یه جوریم حرف می زنن ایشون که جآی هیچ شک و شبهه ای رو بآقی نمی ذآرن و آدم رو
به حرفآشون مطمئن می کنن.
یآ جآسوس رفته پیش یکی از مشآورآی مرد شهرمون اولین نگآه که بهش اندآخته بهش
گفته به قیآفه ت که نمیآد امسآل بتونی بشینی بخونی...!
کجآی دنیآ این جمله قآبل قبوله؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من نمی خوآم بگم که من خیلی دآنش آموز قوی هستم و نبآید مثه یه دآنش آموز ضعیف
بآهآم برخورد شه امآ من اینو مطمئنم که حتی ضعیف ترین دآنش آموز هم اگه بخوآد و ارآده
کنه می تونه به هر چی می خوآد برسه فک کنم اینو خود اون خآنمی که امروز بآ من اینکآرو
کرد بهم گفت...!!!!!!
وقتی خودمون حرف خودمونو قبول ندآریم از بقیه چه انتظآری میشه دآشت؟؟؟
دیگه جمع بندیشم میذآرم به عهده ی خودتون به اندآزه ی کآفی سرتونو دردآوردم...!
امیدوآرم حرفآم حداقل تاثیر منفی ندآشته بآشه.
فعلا بآی بآی.
میگن خنده بر هر درد بی درمآن دوآست
گفتم حآلآ که اینجوریه مآم یه ثوآبی کرده بآشیم دو سه نفرو از مرگ نجآت بدیم...!
خیلی بآحآله همه رو بخونین.
یعنی کلا از چرخه هستی محو میشن
اصلا دقت کردین که امکان نداره بخوای ظرفارو بشوری یه جایی از صورتت خارش نگیره ؟
کنکور دادم خاله ام میگه ان شاالله قبول نشی تا دو سال دیگه با دختر من قبول بشی
خاله است من دارم !!!
فک و فامیله داریم؟
یکی از نشونه های اعتیاد به اینترنت اینه که وقتی از بیرون میای اول سیستمو روشن میکنی
که تا لباستو عوض کنی سیستم بالا اومده باشه بتونی بری سر اصل مطلب !
امروز تو مترو بودم داشتم عکسای گوشیمو میدیدم،
رفتم رو عکس بعدی یارو میگه بزن عکس قبلیو من کامل ندیدم …
حریم خصوصی در حد پشم شتر های آفریقا !
تو خونه یه پشه داریم دیگه مقیم شده ، از خودمونه …
امروز که اتاقم رو بعد از چند ماه مرتب کردم دیدمش از در اتاق اومد تو ،
بعد نشناخت ، فک کرد اشتباهی اومده، رفتش بیرون !
پسر داییمتو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده بعد داییم شیرینی پخش کرده به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟
گف آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن !
خدایا یعنی میشه یه روز یه کیبوردی اختراع بشه که خودش بفهمه کی باید فارسی تایپ کنه کی انگلیسی؟حروم شد نسلمون از بس به جاه گوگل زدیم لخخلمث !
به دوستم مسیج دادم : تولـــدت مبـــارک ♥جواب داده : پیامک ها جای خالی شما را پر نمیکنند ..!
من ![]()
مرکز فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال =)))))
همـراه اول ~~> ![]()
نام: پدر....رسالت:خاموش کردن کولر..!
قاضی: چرا دوست دخترت رو کشتی؟
پسر: اس ام اس ۲۵۰ کلمه ای واسش فرستادم اون فقط جواب داد ok!
قاضی: شما تبرئه شدی میتونی بری :دی
دیوان عدالت اداری ![]()
من ![]()
بان کــی مـــون ![]()
قـــاضی ![]()
متهم
))))))))
تــرول ![]()
اولیای دم ![]()
ایرانسل ![]()
لورل و هاردی :O
رکس سگ معروف P:
خاله ریزه ![]()
یکی از دوستام تعریف میکرد مامانم وقتی نماز میخونه با هر الله اکبر بلندی که میگه یه منظور داره…
اون موقع من چک میکنم زیر گاز خاموش باشه، کسی در میزنه، چراغ جایی روشن نمونده باشه و…!
یه روز با وجود این که تمام اینا رو چک کرده بودم بازم الله اکبر ادامه داشت،
وقتی نمازش تموم شد با عصبانیت گفت مگه کوری نمیبینی گرممه میگم کولر رو روشن کن….!
+آی خدا!!!!
یعنی میشه یه روزی یه کیبوردی اخترآع بشه که خودش بفهمه کی بآید فآرسی تآیپ کنه کی انگلیسی؟؟؟ تبآه شد عمرمون از بس به جآی گوگل نوشتیم لخخلمث!!!![]()
![]()
سلام
سلام
سلام![]()
خوبین؟ خوشین؟ سلآمتین؟
یه مدت نبودم حسآبی دلتون برآم تنگیده بود...!!!!![]()
دلم نیومد بیشتر از این منتظرتون بذآرم![]()
برگشتـــــــــــــــــــــمــ . ![]()
خوش برگشتم![]()
بخدآ اصن حوصله ی نت ندآرم دیگه
وقتی کنکور دآشتیم خیلی حسش بود![]()
الآن اصن بکل حسش پریده![]()
امآ سعی می کنم بیشتر سر بزنم از این به بعد
رآستی جوآب کنکور اومد..![]()
...![]()
...![]()
![]()
...![]()
![]()
![]()
...![]()
...![]()
![]()
...![]()
![]()
![]()
وضعیت خودم که زرشکی بود![]()
امآ وآقعا انتظآر ندآشتم
من هیچی نخونده بودم
اصن منتظر غیر مجآز بودم![]()
امآ خدآرو شکر خیلی خوبتر از اون چیزی بود که فکرشو می کردم
خآنوآده بآور نمی کردن اصن...![]()
امآ کلآسمون ۶ تآ رتبه زیر ۵۰۰۰ دآشت که بهترینآمون بودن:
دقیقشو نمی دونم امآ تقریبی:
روژین احمدی:۱۲۰۰
شآدآن سلیمآنی:۱۸۳۰
شآدی شهریآری:۳۰۰۰
سومآ امینی:۳۵۰۰
سحر رضآیی:۴۰۰۰
بشری رحیمی:۴۸۰۰
خوبه دیگه
وآسه مآ که ۲۳ سآعت از روزو اینجآ بودیم شآهکآره![]()
ولی رتبه هآی زیر ۱۰۰۰ شهرمونو می تونین تو سآیت www.soal123.com ببینین.
به خآنم الهه احمدی و آقآی ارشد فیروزی حسآبی تبریک می گم
ایشآلآ سآل دیگه مآم اینجوری بترکونیم...!!!![]()
بعد چن هفته اومدم می خوآم یه دنیآ حرف بزنم
الآن همش پرید
اشکآل ندآره ویرآیش می کنم دوبآره اضآفه می کنم بش...![]()
نمی دونم چرآ امروز خوش خنده شدم![]()
برم دیگه
خدآنگهدآر![]()
![]()
![]()
هوووووووووورررررررررررراااااااااااا
رآآآآآآآآآآآحت شدییییییییییمممممم
غول کنکور تموم شد تآ سه مآه دیگه
آآآآآآآآآآآآآزآآآآآآآآآآآآآدییییییـ
تآبستون دوبآره اومد
تمووووووووووومممم شدددددددددد
خدآآآآآآآیآآآآآآآآآآآ شکرت
دیگه این همه اینجوری شدنم تموم شد
نمردیمُ آزآدی بعد از کنکورم دیدیم
نمی دونم چه جوری این شآدیُ وصف کنم
بیآن نشدنیه وآقعا
فقط همین:
رآآآآآآآآآآآحت شدییییییییییمممممم
یهوووووووووووو
+آدمآ دو دسته هستن:
آدمآیی که در جوآب پآشو بریم میگن" کجآ؟" و اونآیی که میگن بریم...(خودمونیم کلآسمون کلا دسته دومن هآ)
بـــــــچـــــــه هــــــــــآ یــــــــآدتــــــــــون
نــــــــــره فــــــــــردآ بـــــــیـــــــآیــــــــن
کــــویــــمــــکـــــــآآآآل
بــــــــــه صـــــــــــرف کیـــــــــــــک
تــــــــــولـــــــــده هــــــــــآآآآآ!!!!!!!
+ البته کیکمون کمه فقط در حد مزه کردن

وآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی جآی کآتآلیزگر+ انیشتین+خوآننده+جآسوس خیلی خآلی بود
خیلیییییییییییییییییییییی خوش گذشت
یه کیک تولد خوشکل دآشتیم که الآن وقت ندآرم امآ بعدا وآستون عکسشُ میذآرم
یه عآلمه جیغ زدیم
یه عآلمه رفع استرس شد
یه عآلمه بآحآل بود جآتون خیلی خآلی
چه روز مبارک و پر میمنتیه امروز
واقعا چه روز پر برکتیه امروز
داره از همه جا نور میباره
مگه نمی دونین چرا؟
آخه امروز یه روز خاصه
امـــــــــــــــــــــــــــروز تولد مدیر وب عزیز کلاس محبوب کلاس
کوچیک کلاسه
بزن به افتخارش کف قشنگه رو
تولد تولد تولدمه مبارک
مبارک مبارک تولدم مبارک میام شمعارو فوت می کنم که صد سال زنده باشم
نه صد سال کمه ایشالا ۱۲۰ ساله شم نه ۱۲۰ سال کمه الهی زنده باشم




امروز من
ساله شدم
بالاخره بزرگ شدم
هووووووووووووووورررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااا
و حالا.....!!!!!!




کیک تولدم:
اینم شربت:
بهتر از این وسع مالیمون نمی رسید
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کادوهاتونو رد کنین بیاد تا کیک بتون بدم بخورین
بقیه شم آوردن ها ولی این بلاگفا نمی ذاره آدم کارشو انجام بده
خوب دیگه کادواتونو دادین کیکتونو خوردین شربتتونُ نوش جان فرمودین پاشین برین خونه هاتون مراسم تموم شد
بای بای![]()
![]()
![]()
+حآج خآنوم امروز خوآستی بری تو وب بآ نآم کآربریه خودت برو ضآیع میشی[نیشخند]
سلااااااااام
نکنه انتظار دارین تولدارم تبریک نگم؟؟؟؟؟؟؟
نه نمی شه
تولده
تولد تولد تولدشون مبارک الهی عمر نوح داشته باشن
قبولیشونو ببینیم

البته باید ببخشین که دیر شد آخه دقیقا نمی دونستم کیه این تولدا
جدیدا تقویممُ پیدا کردم فهمیدم
91/3/17 تولد موزمار جونه
91/3/24 تولد خواننده س مبارکش باشه![]()
مبارک باشه خیلی زیاد الهی به هر چی می خوان برسن
همین دیگه
بای بای
سلام
میدونم که گفته بودم تا 8 تیر نمی آپم اما لازم بود
فقط اومدم بگم قرار عوض شده
"چون بعضی از بچه ها کنکور
زبان دارن نمی تونن بعداز ظهر
9 تیر بیان بیرون
واسه همین قرارمون میشه بعداز
ظهر8 تیر"
همین دیگه
بای
+امروز یک شنبه 91/3/21 رفتیم کآرنآمه
گرفتیم این حآج خآنوم نکبت می گفت من
دیفرآنسیلُ افتآدم قبول شده کثآفت
منو
کمپآنی و مستعدم حسآبی حآلشُ جآ آوردیم
تآ اون بآشه دیگه دروغ نگه(جوجو
دآینآسور- شتر مرغ
)
+تازه فهمیدم ((موفق باشید)) آخر برگه امتحان
در جواب تمام خسته نباشید هایی هست که وسط کلاس به استاد می گفتیم !
سلامی دوباره

خوفین؟ خوشین؟ سلامتین؟
آره دیگه دیفونه مون کردن با این تفلداشون
اومدم تبریک بگم
آره





تولده
تولد تولد تولدشون مبارک الهی 10 سال دیگه زنده باشن(کافیه نه؟)
فردا 27/2/1391 تولد مستعد کلاسه![]()
پسین فردام تولد پیشکسون 2 ![]()
پس ترین فردام(30/2/1391) تولده کمپانی انرژیه(خیلی باید ببخشین قبلا یادم رفته بود![]()
هر سه تاشون تولداشون مبارکا باشه
عمر با عزت داشته باشن
دیگه بلد نیسم از این حرفا بستشونه
همین دیگه
فعلن فعلنا بای
آخه تا 8 تیر دیگه نمی آپم
+امروز یه زنبور بهم حمله کرد جاخالی دادم افتاد زمین بعدش دوباره حمله کرد با کمپانی انرژی ضربه فنیش کردیم
+ دیروز یه مورچه ی 20 سانتی رو آکواریوم راه می رفت انداختمش تو آب نامرد شنا بلد بود(بخدا جدی می گم) تا دوباره انداختمش تو آب و خورده شد نزدیک بود سکته کنم!!!!
![]()
![]()
![]()
اما در زمان تولد یک نوزاد، مــــــــــــــــــادر تا ۵۷ واحد درد رو
حس مــــــــی کنه!!!!!!!![]()
![]()
این معادل شــــــــکسته شدن
همزمــــــــان ۲۰ استخونه.....![]()
![]()
![]()
![]()
مادرتون رو دوست داشته باشین![]()
![]()
مامان گلم روزتــــــــــــ مبارکـــــــــــــ![]()
![]()
![]()
![]()
درخواست ها برای به نمایش گذاشتن اسم های واقعی زیاد شده بود مام برآن شدیم که اسامی واقعیه کلاسو به نمایش بذاریم
اصرارم نکنین که بیشتر از این راه نداره
و اینک....!!!!!!











راستی من خودم fام این نقاشیم کار خودمه
یه نقاشیه دیگه م هس از آخر سرمایی که اونم به موقع می ذاریم
فعلا بای بای![]()
![]()
![]()

من و مستعد کلاس حدودای ساعت8:15 به جاده ی مدرسه رسیدیم و انیشتین را دیدیم نفس نفس زنان و بدو بدو با چهره ای که هر بنی بشری را می ترساند در حال عبور از جاده ی مدرسه اما در خلاف جهت و و به سمت خانه
ماهم یک لحظه دلمان خوش شد که از مدرسه جیم شده و ما هم همراه او عقب گرد می رویم به همین دلیل پرسیدیم:سلام انیشتین داری واسه مسابقه ی دو ماراتن آماده می شی؟؟!!!!!!!!!!!
انیشتین:ن...ه ن...ه ی..ک...ی ... تو...ن باه...ام ...بیا...د بر...یم...خون...نه مانتومو ....عوضی ...پوشیدم
من و مستعد دراین حالت:
ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
او با دیدن چهره ی ما دوباره تکرار کرد که یکیتون بیاد و من انیشتین و مستعد را راهیه خانه کردم و خود به مدرسه رفتم و با توضیحاتی شرتی پرتی که خودم هم حالیم نشد چی گفتم مثلا به آقای زوراسنا دلیل تاخیرم را گفتم و هم چنین علت نبودن مستعد را
به هر حال:
زنگ اول پس از یک ربع ساعت درس دادن به پایان رسید و ما بحمدالله کتاب را تمام کردیم
بعد از آن آقای زوراسنا برای ما شعری خواندند و به خواندن اکتفا نکرده و حدود 500 بیت را به ما نویساندند که همه شان از سعدیه رو خه لا درژ بود
و ما در اثر این ابیات برای چند ثانیه تحت تاثیر قرار گرفتیم
تحت تاثیر قرار دادن دانش آموزان پیش ریاضیه مرسه مون کار آسانی نیس هااا!!!!!
و ما طی نوشتن شعر متوجه شدیم که این شعر بدون مناسبت نبوده وبه دلیل اتمام مدرسه طی سه روز آینده و جدا شدن ما دوستان چندین چند ساله از هم دیگر است به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم که فقط برای حفظ آبرو مقداری گریه کنیم که مثلا ناراحتیم
اما جز اشک شادی هیچ گونه اشکی از چشمان ما جاری نمی شد و ما از جدا شدن از همدیگر و خلاص شدن از دست همدیگر بسیار راضی و خرسند بودیم
البته به جز اشی مشی که البته نباید به او توجهی کرد چون او از حدود دو ماه پیش تا کنون برای این چنین لحظاتی می گرید(البته خودمان می دانیم برای دوری از ما چه قدر ناراحت است !!!آره دیگه!!!! امیدوارم متوجه شده باشین)
و ما با دیدن اشی مشی بیشتر خنده مان می گرفت
بله این اتفاقات در حین نوشتن شعر آقای زوراسنا اتفاق افتاد
بعد از شعر من و نودشه ای اصیل سرمان را بلند کردیم و دهنمان هم در همان حالت باز ماند بله دوستان عزیز
در عرض 1 ثانیه اکثریت قریب به اتفاق کلاس پشت صندلیه آقای زوراسنا قرار گرفته و آماده ی عکس برداری شدن توسط دوربین بدبخت بیچاره ی نودشه ای اصیل شده بودند و ما هم بدون هیچ درنگی با دوستان باقی مانده که اندک نفراتی بودند مسابقه ی دو گذاشتیم تا ما هم یک محل خوب برای خود پیدا کنیم
بعد از انداختن چند عکس تکراری به سالن یورش برده و وارد حیاط شدیم و زیر درخت شلانه و در مقر همیشگی کلاس پیش ریاضی(خودمون دیگه) نیز عکس هایی انداختیم بعد از آن به محل هایی دیگر رفتیم که به دلیل عدم توانایی نوشتنشان بازگو نمی کنم
زنگ دوم:
ما در حیاط نشسته و مشغول عکس برداری بودیم که متوجه شدیم یک خانمی که بسیار آشنا به نظر می آمد ما را صدا می زند و می گوید که یک ربع ساعت از زنگ گذشته است
و ما متوجه شدیم که ایشان خانمی از خانمات دفتر هستند اما تا خواستیم پا شیم مستر رمضانی را دیدیم و با شور و شوق از ایشان دعوت برای عکس برداری کردیم و زیر درخت شلانه با ایشان هم یک عکس انداختیم
بعد از آقای شیدایی هم دعوت کردیم و با ایشان نیز زیر درخت شلانه یک عکس فوتبالی زیبا انداختیم
بعد از آن چون درسمان تمام شده بود مشغول سخن زدن(همان صحبت کردن) شدیم و به نتایجی رسیدیم که قرار شد من در اینجا اعلام کنم:
ما سه وعده داریم
نه نه وعده ی غذایی نه
سه وعده برای جمع شدن کلاسمان در یک محل:
که 2 تای آنها را همین جا اعلام می کنم و بقیه را در وقت خود:
1) 7 تیر 1391
ساعت شروع:4 بعد از ظهر
زمان پایان 8 شب بیشتر از این راه نداره
مکان :دره نیشه
محلات عبور : در حد یک پیاده روی از دره نیشه تا بستنی خانه
مناسبت: استرس زدایی برای کنکور که فرداش باشه
توضیحات:
هرکی کادوی تولد من یادش رفته به موقع بهم بده تو اون روز پساپس بهم می ده
هرکسی باخود تخمه نیاورده باشد حق دخول به مراسم را ندارد
همین دیگه
آهان: از دره نیشه شروع می شود و به بستنی خانه ختم بخیر می شود ان شاء الله
2) 9 تیر 1391
ساعت شروع: به نظر من همون بعد از بیرون آمدن از حوزه به نظر بقیه از ساعت 4 بعد از ظهر
ساعت پایان: 9 شب یا 10 یا 11 یا ...بستگی به رنجی که از این چند ماه کشیدین داره
مکان:دره نیشه
مناسبت: این مراسم به منظور آزادی مطلق ،آزادی کامل،آزاد و فارغ شدن از سالها رنج بی حساب!!!!!!! برگزار می شود
توضیحات:
این مراسم از دره نیشه شروع شده و به بستنی خانه ختم نمی شود بلکه از آنجا هم به کویمکال رفته و بعد بلوار جانبازان و بعد از آن همه با هم (هم مسیر ها) عقب گرد می گیریم و نخود نخود هرکه رود خانه ی خود
از پذیرفتن بچه نوزاد کودک خردسال معذوریم
از آمدن افراد متفرقه.... جدا خودداری شود
هرکی یادش رفته کادوی تولد منو تو 7 تیر بیاره تو این روز حتما بیاره
همین دیگه
بله و این چنین مازنگ دوم را هم پشت سر گذاشتیم و بعد از آن زنگ سوم و چهارم مستر منوچهری به کلاسمان آمد و باهم عکسی هایی بسی زیبا گرفتیم
آهان: بچه ها حتما واسه پدر پیشکسوت2 دعا کنین که زود خوبه خوب بشه ان شاء الله
من زنگ پنجم نرفتم مدرسه به دلیل سردرد شدید (خدا شفام بده) اما میگن که این انیشتین نامرد...... بذار هیچی نگم
از مطلب قبلی من پرینت گرفته و به آقای رمضانی داده و آقای رمضانی هم بعد از خواندن آن دعاهایی بس زیبا و به جا در حق نویسنده اش کرده اند و بر اساس یک خبر گزاریه موثق مولاریته ی این دعا بحدی بوده که من بیشتر از 2 ماه دوام نخواهم آورد
و در پایان یک جمله ی دل نشین از آقای رمضانی:
به قول خودم ای خدا مرگتان بده تا غروب! هنوزتکلیفتانو برای بعد از غروب مشخص نکردیم:
و ما از شما دوستان عزیز تقاضا مندیم برای ما موجودات زبان بسته!!!دعا کنید که بعد از غروب زبانمان تماما بند نیاید و بتوانیم صحبت کنیم و با سخنان خود دیگران را مفیض(فیض برده) نماییم
خدانگهدار
سلام
خوفین؟امروز رفتیم مدرسه خیلی باحال بود بدین شرح:
زنگ اول و دوم به خیر گذشت بدون سوتی و جنجال...(البته بجز یه جمله که فک نکنم مستر شیدایی متوجه شده باشن)
وما وارد زنگ سوم شدیم
مستر رمضانی:
اولش که وارد کلاس شده بودند مشاهده نموده بودند که بجز اندک نفراتی در کلاس حضور نداشته و بقیه در پایین (حیاط مدرسه) در حال گشت و گذار هستند
البته قبل از این که وارد کلاس شن در زده بودن طبق معمول اما بچه های کلاس فک کرده بودن خودمونیمو دوباره در حال مسخره کردنیم و درو باز نکرده و توجهی نکرده بودن حتی گفته میشود که نودشه ای اصیل در را گرفته و با دخول مستر رمضانی ممانعت کرده بودند

مستر رمضانی عصبانی شده و گفته بودن که پس از صد سال درس دادن به شما هنوز در زدن من را نمی شناسین؟خدا مرگتون بده(احتمال داره اینو تو دلشون گفته باشن
)
در سالن:
ما(کوچیک کلاس. کمپانی انرژی،شیدای کلاس. سرخ پوست. اشی مشی. کاتالیزگز.انیشتین.)هم از همه جا بی خبر داشتیم تو سالن مسخره بازی های رایج خودمونو در می آودیم و با پرتاب نارنجک و ضرب گلوله همدیگر را مجروح و زخمی می کردیم 

که متوجه شدیم کلاس بسیار آرام است این چنین بود که ما هم خبردار شدیم که خاک بر سر شدیم و الان اقای رمضانی انواع دعاهای خویش را در حق ما خواهند کرد
در کلاس:
ناگهان بدل در زدن ایشون شنیده شده بود
و داد بچه های داخل کلاس در آمده بود که ما این فکورات(فکرها) را کردیم
در این حین ما از ایشان طلب رخصت برای وارد شدن به کلاس کردیم در کمال تعجب ایشان با مهربانی با ما برخورد کرده و وارد کلاس شدیم بدون هیچ دعایی(البته باید از دل ایشان سوالاتی کرد
)
خلاصه...
ایشان مشغول درس دادن بودند که به یک سوال کنکوری رسیدن و برای ما بچه های درس خوان که بدون حل کردن به اذن خدا و همینجوری سوالات را درست ج می دهیم
خواندندسوال ۴ تا گزینه داشت
مستر رمضانی فرمودند:۳
و بچه ها به تبعیت از ایشان:
انیشتین:۱
نودشه ای اصیل:۲
کوچیک کلاس(خیلی با اطمینان):گزینه ی چهار
کاتالیزگز:۵
کمپانی انرژی:هیچ کدام
و مستر رمضانی فرمودند: لااااااااااال.....
ناگهان کلاس هم چون توپ
به هوا بر خاست ودوباره سر جایش آمد
اما چون متوجه طوفانی شدن معلم گرام شدیم اتر فذه مان چوه بر نامه..
تا آخر کلاس که برای زنگ ثانیه شماری می کردیم
زنگ بد بخت بیچاره همین که اولین موج صوتیه خود را به کلاس ما فرستاد همه باهم:
خسته نباشید
و ذوقی که از شنیدن زنگ در وجود مادانش آموزان کنکوریه درس خوان پدید آمد فکر می کنم برای قبولی در کنکور نداشته باشیم...

خارج از شوخی: امروز خیلی باحال بود و خیلی خوش گذشت مخصوصا زنگ سوم و آخر
فعلا بای تا دوباره های
![]()
![]()
![]()
خوفین؟ خوشین؟ سلامتین؟؟؟؟
من یه مدت نبودم اما خوبه به لطف انیشتین اینجا تعطیل نشده اما نمیدونم چرا تولدا رو تبریک نگفته؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
اشکالی نداره خودم میگم
خیلی متاسفم که نتونستم به موقع بیامو تبریک بگم
دوشنبه 7 فروردین تولد آخر سرمایی بود و مام آزمون داشتیم رفتیم خراب کردیم برگشتیم تولدش مبارک

جمعه 18 فروردین تولد حاج خانوم بود که اتفاقا اون روزم آزمون داشتیم این بار رفتیم گند زدیم برگشتیم تولدش مبارک![]()
خلاصه دوستان ما هر کدام در روزهایی نحس به دنیا آمدند تا هر سال داغ دل ما را تازه کنند یا به عبارتی دیگر(کلناوه)![]()
اما اشکالی نداره تازه شده چیکارشون کنیم؟
راستی من تصمیم خودمو گرفتم
گفتم اینجا اعلام کنم هر کی با من موافقه تو نظرا بهم بگه
من نمی خوام امسال برم دانشگاه![]()
اصلا آقا من اشتبا کردم پرشی اومدم![]()
نخواستیم
من سال دیگه مثه بچه ی آدم با دوستان سالهای قبل کنکور داده و میایم دانشگاه ![]()
این جوری خوبتره نه؟
الهی امسال هر کی زحمت کشیده نتیجه شو ببینه![]()
واسه مام دعا کنین
چون احتمال داره که بازم نتونم بیام: تا تولدای بعدی قبلی پساپس پیشاپیش و هرگونه که شما دوس دارین تولد همتون مبارک وبای بای
![]()
![]()
![]()
سال نو مباااااااااااااااااارک 
راستی:
فردا(چهارشنبه)تولد اشی مشی(گشت نامحسوس) مبارک![]()

الهی که قبولیشو تو کنکور ببینیم
ایشالا بعد عید شیرینی که یادت نمیره اشی مشی جون؟؟؟؟
بچه ها اصلن حس و حال درس خوندن ندارم شما چی؟؟؟؟؟
اما می خوام از فردا اینجوری شم
آخه یه مدت کارم شده این:
خوب برم واسه فردا برنامه ریزی کنم
چرا می خندین؟
این بار جدیه....
آخه مامانم گفته اگه زیر ۱۰۰۰ نشم دیگه واسم اسباب بازیم نمیگیره چه برسه به ....![]()
واسم دعا کنین
فقط در حد تایید کردن نظرا میام![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید:
ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون خودشو میکشه!!
حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!
تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
....
تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!
توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره.
تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش.![]()
![]()
از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه!!!!!!!![]()
![]()
بچه ها من این متنو فقط واسه خنده گذاشتم و هیچ ارزش دیگری ندارد ![]()
امیداورم خوشتون بیاد![]()
![]()
وااااای میگن جهنم چوب کبریتاش اینجوریه چه برسه به اجاق گاز.......

بچه ها اعتماد به نفس این لباس مشکیه منو یاد انیس اعتماد به نفس خودمون میندازه






دوستان گرامی ما اومدیم (برای کشف مرجع ما به پروفایل مدیران وبلاگ مراجعه نمایید
.)
امروز اولین روزیه که من اولین پست این وب رو به نمایندگیه دانش اموزای کلاسمون مون میذارم.![]()
امیدوارم امسال کنکور(همون بلای ۹۱
)رو خوب پشت سر بذاریم و راحت شیم ایشالابه کوریه چشم حسودان (....)![]()
![]()
![]()
دوستان با نظراتتون انگیزه مونو واسه نوشتن زیاد میکنین خوشحال میشیم از خوندن نظراتون
خوب فعلا بای![]()
![]()